علمی پژوهشی و فرهنگی

باسمک الحق

بررسی نقش و جایگاه توثیق نزد متأخرین رجالی

1-چکیده:

    احکام و قوانینی که در قالب سخنان معصومین (ع) بدست ما رسیده اند با توجه به گذشت زمان و اتفاقات و جریان هایی که در موقعیت های گوناگون رخ داده است دستخوش یک سری تحولات و دگرگونی هایی گردیده اند. لذا برای شناخت صحت و سقم آنها نیاز به علوم و ابزار سنجشی است که بتواند آن سخنان را موشکافی کرده و آنها را تا حدودی بصورت شسته و رفته در اختیار انسانها  قرار دهد؛ از جملۀ این علوم ، علم الرجال است . به این معنی که علم رجال از احوال رجال سند از لحاظ عدالت و وثوق و اعتماد به روایت بحث می کند چونکه احادیث معصومین (ع) به وسیله سلسله روات در اختیار بشر قرار می گیرد لذا در این میان برای شناخت وثاقت و عدالت و احوال روات رجوع به علم رجال لازم است در این بین شناخت احوال راوی از نظر وثاقت (عدالت) یا جرح راوی مسئلۀ مهمی است و ما در این مقاله به بیان ملاکهایی می پردازیم که با دارا بودن آنها متاخرین رجالی از اعتبار  برخوردار بوده و نقلشان ارزش و صحت پیدا می کند .

2-مقدمه:

    به منظور شناسايى حال روات و حكم به ثقه يا عدالت يا جرح راوى، رجوع به علم رجال كه متكفّل بيان احوال روات در مورد عدالت و وثاقت و تشخيص ثقه از غير ثقه و صالح از غير صالح است، امرى ضرورى به شمار مى‏رود. براى احراز وثوق به صدور خبر، يا بايد راويان آن مشهور به وثاقت باشند يا آنكه با تعديل و جرح علما به احوال روات آگاهى پيدا شود به‏طورى كه مفيد اطمينان باشد. بديهى است در اين مورد صرف اينكه راوى «ثقه» باشد كافى نيست، بلكه محتاج به احراز اطمينان درباره خبر او هستيم و اين امر محقق نمى‏شود مگر آنكه راوى، «ضابط» حديثى باشد كه امام عليه السّلام نقل كرده است كه اين مطلب قطعا با مراجعه و بررسى احوال راويان معلوم مى‏شود. به‏طورى كه گاه راوى ثقه است، لكن در احاديث او اضطراب يا تعارض ديده مى‏شود، گاه قسمتى از كلام امام عليه السّلام را در حديث حذف كرده يا عبارتى را به عنوان فهم حديث در كلام امام عليه السّلام اضافه كرده، يا آنكه نقل به معنا كرده است، بدون آنكه لفظ او كافى در افاده مراد معصوم عليه السّلام باشد.

    اكثر علما معتقدند، بهترين طريق براى اثبات عدالت يا جرح راوى، رجوع به كتب رجالى معتبر و اعتماد بر آنهاست؛ زيرا عده‏اى از قدما بنابر اقوال اهل خبره، به جرح يا توثيق و تعديل روات با الفاظ خاص توثيق يا مدح يا جرح اقدام كرده‏اند.

    منتها بعضى رجوع به كتب رجالى قدماء را از باب تحصيل قرائن و شواهد براى حصول اطمينان بر صدق و وثاقت راوى يا اطمينان از صدور حديث، معتبر مى‏دانند و بعضى ديگر رجوع به كتب رجالى قدما را از باب شهادت مى‏دانند.

    در مورد اعتبار و حجيت قول رجاليين از باب شهادت، اشكالاتى مطرح شده است و لذا علما درصدد پاسخگويى به اين اشكالات و شهادت برآمده‏اند، از جمله اشكالات اين است كه اگر حجيت قول رجاليون از باب شهادت است، پس بايد شرايط شهادت هم حفظ شود يعنى اعتماد بر حس باشد نه حدس و از طرفى علما نيز بر آن اتفاق نظر داشته باشند، كه معلوم است اين شرط تحقق نمى‏يابد؛ زيرا غالبا معدّل با معدّل معاصر نيستند؟!(1)

3-تعریف علم رجال:

    «علم رجال» بررسي احوال راويان حديث ( رجال سند ) از جهت وثاقت و اعتماد به روایت و نقل مي باشد(2)

در تعریف دیگری آمده است:

    علم‏ رجال‏ علمى است كه در آن از اشخاص راويان حديث صحبت مى‏شود و انواع اخبار را معرفى مى‏نمايد، و در آن علم معرفى مى‏كنند كه كدام محدّث مورد اعتماد است و كدام مورد اعتماد نيست.(3)

    بازدرتعريف دیگری ازعلم رجال آمده است: «دانشی است كه درباره احوال راويان حديث، ازجهت اتصاف آنها به شرايطی كه در جواز يا عدم جواز قبول گفتار آنها [مانند راستگويى، عدالت، فسق‏] مدخليت دارد، گفتگو مى‏كند.»(4)

 

4- نیاز به علم رجال:

    همانگونه که گذشت برای تشخیص صحت و روایات و شناسائی دقیق راویان این روایات نیاز به علمی داریم که ما را در رساندن به این مقصود مهم راهمنا باشد که آن علم همان علم رجال نام دارد .البته این تعریفی برای علم رجال نیست بلکه دلیل نیاز به این علم مهم است .

    چون تشخيص حديث درست از نادرست، صحيح از ضعيف، مرسل از مسند، بسيار كار مشكلى بود، كسانى كه مى‏خواستند اخبار موثوق الصدور را بدست آورند گرفتار مشكلات مى‏شدند، از همين جا علم‏ رجال‏ (بررسی سند حدیث و رجال آن) و درايه ( بررسی متن حدیث) پديد آمد و تحقيق در حالات روات و محدثین آغاز گرديد و كتابهائى در اين باره تاليف شد.(5)

 

5-تعریف توثیق:

    منظورازوثاقت راوى، آن است كه راويان درحديث، ازنخستين نفركه ازمعصوم عليهالسّلام نقل مى‏نمايد، تاآخرين نفر، مورد شناسايی قرارگيرند تا معلوم گردد كه مسلمان، و تارک موجبات معاصی  و عدم ظهور فسق از آنها و مورد اعتمادند.همچنين بايد در ضبط حديث از حافظه و دقت كافی برخوردار باشند. پس از بررسى‏هاى لازم اگر راويان كاملا مورداعتماد بودند وآن چه را نقل مى‏نمايند، بدون كم و كاست و با دقت بود، آن روايت به شرط دارا بودن ديگر شرايط، مورد قبول خواهد بود.

    اگردرسلسله روايتی حتى يك نفر، وضّاع باشد، یا اطمینان به جرح وی باشد آن روايت ازاعتبار كافى برخوردار نخواهدبود؛ مگر آنكه مؤيداتى برصحّت آن وجود داشته باشد. به همين خاطر و براى تشخيص حال راويان ، اهل خبره در علم رجال که قول آنان ملاک توثیق یا تفسیق راوی است اولی معدل دومی جارح به وجود آمد.(6)

6-رابطه توثیق با عدالت:

      بیشتر متقدمین عدالت را مجرد ترک معاصی دانسته اند و در اکتشاف عدالت شخص، نفس اسلام و عدم ظهور فسق را کافی شمرده اند . یعنی تا زمانی که از مسلمانی معصیت مشاهده نگردد عادل می باشد.(7)

    شیخ انصاری در المکاسب : مقصود از عدالت، ملكهاي است كه افزون بر راستگويي، شخص را بر انجام ساير اصول و ارزشهاي اخلاقي كه از آن به انجام واجبات و ترك محرمات ياد مي شود وادارد.(7)

    توثیق‌ و تعدیل‌ را دارای‌ چهار و جرح‌ راوی‌ را دارای‌ پنج‌ مرتبه‌ دانسته‌ است‌. ابن‌حجر عسقلانی‌ مراتب‌ جرح‌ و تعدیل‌ را به‌ دوازده‌ مرتبه‌ افزایش‌ داده‌ است‌ (8)كه‌ بیشتر محدّثین‌ و رجالیون‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ را پذیرفته‌اند (9)

    مراتب‌ تعدیل‌، بر حسب‌ تقسیم‌ راویان‌، عبارت‌اند از: راویان‌ حدیث‌ در طبقه صحابه‌ یا راویانی‌ كه‌ با صیغه افعل‌ تفضیل‌ مانند اَوْثَقُ النّاس‌، اَضْبَطُ النّاس‌، و لا'اَحدَ اَثْبَتُ مِنه‌ توثیق‌ شده‌اند؛ راویانی‌ كه‌ با تأكید توثیق‌ شده‌اند با تعابیری‌ چون‌ ثِقَةٌ ثِقَةٌ ، ثِقَةٌ حافِظٌٌ یا ثِقَةٌ ثَبْتٌ؛ راویانی‌ كه‌ توثیق‌ معمولی‌ شده‌اند با تعابیری‌ نظیر ثِقَةٌ، مُتْقِنٌ، ثَبْتٌ، و عَدلٌ؛ راویانی‌ كه‌ درجه آنها از راویان‌ دسته‌ سوم‌ قدری‌ پایین‌تر است‌، به‌ عبارت‌ دیگر، به‌رغم‌ اینكه‌ توثیق‌ شده‌اند به‌ ضبط‌ و اتقان‌ آنها تصریح‌ نشده‌ بلكه‌ در باره آنها گفته‌ شده‌ است‌: صَدوقٌ، مَأمونٌ، و لا'بَأْسَ بِه‌؛ راویانی‌ كه‌ از راویان‌ دسته چهارم‌ اندكی‌ پایین‌ترند و به‌ عبارت‌ دیگر تعابیر به‌ كار رفته‌ در باره آنان‌ دلالت‌ خاصی‌ بر توثیق‌ یا جرح‌ آنان‌ ندارد: مانند فلانٌ شَیخٌ، رَوی‌' عَنْهُالنّ'اس‌ یا حَسَنُ الحدیث‌؛ راویانی‌ كه‌ حدیث‌ اندكی‌ از آنان‌ نقل‌ شده‌ و به‌ همین‌ سبب‌ وضع‌ آنان‌ از حیث‌ وثاقت‌ یا ضبط‌ مشخص‌ نشده‌ است‌، یا اندكی‌ مورد جرح‌ قرار گرفته‌اند، در عین‌ حال‌ مورد جرح‌ شدید هم‌ قرار نگرفته‌اند كه‌ موجب‌ ترك‌ حدیث‌ آنها شود و معمولاً با تعبیراتی‌ نظیر لَینُ الحدیث‌، مقبولٌ حَدیثُ یتُابِع‌، صالحُ الحدیث‌، و یكْتَبُ حَدیثهُ وصف شده اند.(10)

    در باره حكم‌ اعتبار مراتب‌ یاد شده‌، اكثر علمای‌ حدیث‌، روایات‌ چهار گروه‌ نخست‌ را «صحیح‌» و قابل‌ احتجاج‌ و استناد، و روایات‌ دسته پنجم‌ را، به‌ دلیل‌ ابهام‌ در ضابط‌ بودن‌ آنان‌، پس‌ از تأمل‌ و بررسی‌ پذیرفتنی‌ دانسته‌اند. روایات‌ دسته ششم‌ نیز در مرتبه پایین‌تر از مرتبه پنجم‌ قرار دارد (11)

7- الفاظ دال بر توثيق:

    رجالیون برای اثبات عدالت و وثاقت و اعتبار راویان از واژه هایی خاص استفاده می نموده اند که به آنها الفاظ توثیق می گویند.

    همانگونه برای نقطه مقابل این جریان که ضعف راوی باشد الفاظ مخصوص خود را بکار می برده اند که به آنها جرح می گویند.در این قسمت به برخی از الفاظ توثیق اشاره می کنیم :

1- 1. عدل امامى ضابط،

    با توجه به اين كه در اين واژه ها با آمدن واژه عدل بر حوزه اخلاق راوى و پايبندى او به فرائض دينى ملکه بودن ترک معاصی و با آمدن واژه امامى به حوزه ايمان و عقيده راوى و شيعه اثناعشرى بودن او تصريح شده ، چنين عبارتى را بهترين و صريح ترين لفظ براى دلالت بر تزكيه و تعديل راويان دانسته اند. (12) درست است که امامی بودن در توثیق و تعدیل راوی اثر ندارد اما بعد از تایید صفت اخلاقی و توثیق راوی در مرتبۀ بعدی قرار دارد حتی بعضی از اصحاب اجماع(که محدثین مرسلات آنها را حجت می دانند و مورد عمل قرار می دهند)غیر امامی مذهبند. اما آنچه در بیان الفاظ مورد استفاده است چنین است.

2 - 1. عدل ،

    در صورتى كه اين واژه در منابع متقدمین رجال شيعه بكار رفته باشد به صورت دلالت تضمنى ، يا التزامى دال بر امامى بودن ، يا ضابط بودن راوى نيز خواهد بود؛ زيرا عدالت مطلق فرع اسلام و ايمان است و بر كافر و پيروان ساير فرق اسلامى به صورت مطلق عادل گفته نمى شود.

    از سوى ديگر در ميان رجاليون شيعه كمتر مرسوم است كه به امامى بودن ، يا ضابط بودن راوى تصريح كنند. بنابراين وقتى مى گويند: عدل ، مقصود آنان امامى و ضابط بودن در كنار عدالت است (13) بااين حال بايد پذيرفت كه دلالت اين لفظ به صراحت لفظ پيشين نيست .

3- 1. امامى ضابط،

    در صورتى كه اين دو لفظ در كنار يكديگر بكار برده شوند، يا هر كدام به طور جداگانه در مورد يك راوى آورده شوند، دلالت بر مدح راوى دارند، اما اين مدح در حد توثيق نخواهد بود؛ زيرا حوزه اخلاق راوى كه در اثبات صحت روايت او لازم است ، مسكوت گذاشته شده است (14) عقیدۀ راوی ظاهر ولی در توثیق و تعدیل وی دلالت لفظ افاده نمی کند.

4 - 1. ثقه ،

    واژه ثقه در اصطلاح علماى رجال برابر با عدالت است . ريشه اين واژه از وثوق به معناى اطمينان است و مقصود از آن كسى است كه نسبت به دورى او از دروغ ، اشتباه و فراموشى اطمينان وجود دارد؛ زيرا اگر قرار باشد شخص ، عادت به دروغ ، اشتباه يا فراموشى داشته باشد، چگونه مى توان به گفتار او اطمينان داشت . نسبت به ساير گناهان غير از دروغ نيز چنين است ؛ زيرا انسان به سخن مثل شرابخوار اطمينان نمى يابد   (15)  بنابراين هرگاه اين كلمه به طور مطلق در منابع رجالى بكار رود، در دلالت آن بر عدالت و تعدیل بودن راويان جاى اشكال نيست ، اما در دلالت آن بر اماميه بودن راوى جاى مناقشه است .

5 - 1. ثقه فى الحديث ،

 او فى الروايه ، دلالت اين لفظ نيز بسان دلالت واژه ثقه است ؛ يعنى بر عدالت و ضابط بودن راوى به صورت آشكار دلالت دارد، اما در دلالت آن بر امامى بودن جاى تاءمل است  (16)             

6 - 1. حجت ،

    به معناى صحت احتجاج به حديث است . اين لفظ بر حسب معناى عامش ؛ اعم از حديث صحيح ، حسن ، موثق و حتى ضعيف است ؛ زيرا درباره هر يك از احاديث غير صحيح بخاطر وجود قرائنى احتمال احتجاج و استدلال وجود دارد، اما در عرف خاص رجاليون واژه حجت به معناى ((ثقه )) بودن بوده و نظير اين واژه دلالت بر عدالت ، ضابط و امامى بودن دارد.  (17)            

7 - 1. عين و وجه ،

    گاه اين دو واژه به طور مطلق بكار مى روند و گاه گفته مى شود ((من عيون اصحابنا))، يا ((من وجوه اصحابنا)). آيه الله سبحانى آورده است : ((كسى كه منابع رجالى را مورد بررسى قرار دهد، در مى يابد كه اين دو واژه فراتر از امامى و عادل بودن راوى ، دلالت بر جلالت راوى نيز دارد. و رجاليون اين دو وصف را در مواردى بكار مى برند كه شخص جزء طبقه برجسته در فضل و فضيلت باشد و اين امر نشان مى دهد كه او در ميان طائفه از نظر وجاهت جايگاه و ارزش به مثابه چهره و چشم است(18) 

    اما آنچه مسلم است این الفاظ مطلق مدح را می رساند لیکن در دلالت آنها بر توثیق و تعدیل نمی توان با قطعیت صرف این الفاظ رای قطعی داد.         

 

8-وجوه اشتراک و اختلاف توثیق و مدح:

    دو واژه توثیق و مدح هر یک به نوعی از حسن و صفات نیک راوی  سخن می گویند اما در نگاهی دقیق  تفاوت هائی هم با هم دارند که به طور مختصر اشاره می شود.

    از دیدگاه علمای رجال ، توثیق در مرتبه بالاتری از مدح قرار دارد به این معنی که هر کجا سخن از توثیق باشد بدون شک ، از مدح نیزسخن گفته شده است اما جایی که راوی مدح شده باشد ممکن است توثیق نشود.بنابراین مدح در مقایسه با توثیق در مرتبه پایین تری قرار دارد. و از نظر منطقی عموم و خصوص مطلق هستند. نیز در مدح تمجید تعارف گونه ، ممکن است در جریان باشد اما در توثیق قطعیت در شناخت حاکم است.

    اگر از راوی تجلیل و تعریف شده باشد ولی نه با الفاظ داله بر توثیق ، آن را مدح گویند. و روایتی را که مشتمل بر راوی ممدوح باشد در اصطلاح علم الحدیث«روایت حسنه» گویند(19)

9- نقش توثیق در علم رجال: مراد از توثیقِ راوی‌ به‌ معنای‌ صحه‌ گذاشتن‌ بر عدالت‌ و ضبط‌ وی‌، به‌ صورت‌ توأمان‌، است‌، زیرا این‌ دو ویژگی‌ است‌ كه‌ موجب‌ پذیرش‌ خبر راوی‌ می‌شود(20)

    بر این اساس ،هر راوی که دارای دو خصوصیت و ویژگی یاد شده باشد،از اعتبار توثیق برخوردار است.اما به نظر می آید که در خصوصیت مذکور ،خود دارای زیر مجموعه هایی باشند که خود زیر مجموعه ها ،ویژگی های دیگری را بطلبند که در کل همۀصفات ،وجودشان در راوی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در سنجش و ملاک قرار دادن قول وی دارای ارزش باشد.

    در ضمن توأم بودن دو صفت بارز و برجسته نیز نباید رو به فراموشی سپرده شود،چرا که صرفاَ ،وجود یکی در راوی به هیچ وجه نمی تواند گره از مشکلات اعتباری اقوال وی را بگشاید و پرداختن به معنا و مفهوم هر یک از صفات مجال دیگری را می طلبد.

10-ادله وثوق راویان  و راههای اثبات وثاقت راوی از دیدگاههای مختلف:

    علمای رجال برای  روشن شدن توثیق راوی دلایلی را ذکر کرده اند که مختصرا به چند مورد از آنها اشاره می کنیم . لازم به ذکر است که برشماری این دلایل صرفا به معنای قطعیت اینها توسط تمام علما و فقهای رجال نبوده و گاها دیده شده است که برخی از دلایل توثیق فقط از نظر عده ای معدود به عنوان دلیل مهم توثیق به شمار آمده و دیگر فقها و علما آنرا رد نموده اند.

1-10وقوع راوی در سلسله سند کامل الزیارات و تفسیر علی بن ابراهیم قمی:

    به نظر مرحوم آیه الله خوئی ،اگر راوی در سلسله اسناد کتاب کامل الزیارات ،تألیف جعفربن محمد بن قولویه واقع گردد،دلیل بر وثوق او می شود و نیز اگر در سلسله اسناد تفسیر علی بن قمی واقع شود این امر نیز دلیل بر توثیق او خواهد بود.

    این مرحوم در کتاب معجم رجال الحدیث ،بسیاری از راویان را به این طریق توثیق می کند و همینگونه در فقه . ولی بعدها از نظر خود نسبت به کتاب کامل الزیارات برگشته و بر آنچه که در تفسیر علی بن ابراهیم می باشد ثابت مانده است.(21)

2-10تصحیح حدیث و طریق : بسیاری از علما از جمله مرحوم مامقانی ، یکی از دلایل وثاقت راوی را تصحیح حدیث و طریق می داند(22)

    اگر در سلسله سندی ،یک راوی مجهول و یا مهمل وجود داشته باشد،تصحیح سند ،اثر خود را بروز خواهد داد. (23)

3-10وکالت امام (ع):اگر امام (ع) فردی را به عنوان وکیل خود مشخص و معرفی نماید، در این حالت تعیین چنین شخص بوسیله امام به عنوان وکیل ،دال بر تعدیل  او می باشد که این برتر از وثاقت  می باشد.استناد این دلیل ،روایتی است که مرحوم کلینی آنرا نقل نموده است.

    حسن بن عبد الحمید گفته :درباره حاجز ،وکیل امام به شک افتادم ،مقداری مال جمع کردم و به سپاه رفتم،امام در توقیعی فرمودند:در ما و کسی که جانشین ما می شود،شکی نیست. آنچه را همراه توست به حاجز بن یزید برگردان.

    در این روایت ،امام (ع) راوی را به وکیل خود حواله داده است و از آن معلوم می شود که امام (ع) او را عادل دانسته که یاران خود را به او ارجاع داده است.(24)

    اگر راوی از وكلای ائمه ـ علیهم السّلام ـ باشد، آیا نفس وكالت دلیل بر توثیق اوخواهد بود؟(25)

پاره‌ای ادعا كرده‌اند، كه اگر راوی روایت بسیاری نقل كند، این زیادی نقل، دلیل برتوثیق او خواهد بود. (26)

4-10ترحم و ترضی یکی از اعلام: این دلیل نیز مثل دلایل قبلی ،هم مورد تأیید برخی از علما قرار گرفته و هم توسط برخی دیگر رد شده است.

      سیره و روش برخی از علمای حدیث بر آن است که وقتی در سلسلۀ‌ سند، از برخی راویان نام می ‌برند، برای آنان با عباراتی؛ همچون «رضی الله عنه» یا «رحمة الله علیه» به کار می ‌برند. و از این ترحم و ترضی فهمیده می‌ شود که آن راویان شخصیت‌ هایی برجسته هستند و در نظر افرادی؛ مانند شیخ کلینی و شیخ صدوق(ره) دارای مکانت و جلالت شأن بوده‌اند. این سیره برگرفته از روش ائمه اطهار(ع) است که هنگام ذکر نام و یا معرّفی برخی از اصحاب و شاگردان خویش، برای آنها طلب رحمت و رضایت از خدای متعال می فرمودند. لذا برخی از فقها، این ترحّم و ترضّی، را دلیل بر توثیق می دانند؛ زیرا نشان می ‌دهد که راوی، فردی ثقه و مورد اعتماد بوده است. (27)

    مرحوم وحید بهبهانی گفته:از جمله اسباب مدح و وثوق راوی ،ذکر کردن شخص جلیل است شخصی را ،در حالی که بر او ترضی و ترحم نماید. (28)

5-10روایات بنی فضائل:

    با نگاهی بر کتب صلاة (29)و طهارت (30)و فرائد الاصول(31) دانسته می شود که نقل بنی فضائل از یک راوی دلیل بر توثیق اوست.

   خادم حسین بن روح می گوید:از شیخ ابوالقاسم سؤال کردم در باره کتب ابن ابی العذافر،چه آن که از ناحیه مقدسه امام زمان(عج)مذمت  و لعنت شده بودند چگونه به کتب آنها عمل کنیم؟خانه های ما از کتاب های او مملو است.حضرت فرمودند:آنچه را روایت کرده اند بگیرید و آنچه را اظهار رأی کرده اند رها کنید.(32)

6- 10کثرت روایات از معصوم(ع):

    یکی از دلایل قائلین به توثیق، کثرت روایات از معصوم(ع) با واسطه و یا بدون واسطه است . (33)

    برخی از علما از جمله مرحوم مامقانی در کتاب تنقیح المقال این قائده را پذیرفته و در مورد بسیاری از راویان تلاش کرده است تا از این طریق وثاقت آنها را ثابت کند.

7-10راویان نوادر الحکمه: از نظر برخی از فقها و علمای رجالی،هر کس را که صاحب نوادر الحکمه از او روایتی نقل کرده باشد و راوی از کسانی نباشد که محمدبن الحسن الولید او را استثناء کرده باشد،آن راوی ثقه است. (34)

   از نظر علمای حديث شناس، هر روايتى و حديثى، تنها به جهت انتساب آن به معصومين، ممكن است قابل اعتماد نباشد؛ چه بسا روايتى در جوامع حديثى نيز نقل شده باشد، اما ارزش عملى ندارد و صاحبان جوامع حديثى با اهداف خاصى به نقل آن پرداخته‏اند. البته برخى از صاحبان جوامع حديثى اهل سنت، رواياتى را نقل كرده‏اند كه از نظر خود آنها، روايت صحيح مى‏باشد؛ مانند صحيح بخارى و مسلم كه مدعى هستند احاديثى كه آنها روايت نموده‏اند، كاملا مورد اعتمادند و نسبت آنها به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قطعى است، كه البته چنين ادعايى در همه موارد قابل قبول نيست. (35)از نظر دانشمندان شيعه، كتب اربعه، گر چه داراى ارزشمندترين سخنان معصومين است و مجموعه‏هاى بسيار ارزشمندى است كه در تفسير و احكام فقهى و ... مورد استناد واقع مى‏شوند، امّا ادعايى مبنى بر صحت تمام آنها وجود ندارد. لذا با معيارهاى حديث شناسى، آنها را بررسى مى‏نمايد و هيچ گاه روايتى تنها به جهت ذكر آن در كتب اربعه، مورد پذيرش واقع نمى‏شود. بلكه ملاك‏هاى وثاقت روايت در مورد آنها با تمام دقت‏هاى لازم لحاظ مى‏شود و سپس بر اساس آنها حكم يا فتوا صادر مى‏شود. چه بسا روايتى در برخى از جوامع حديثى آمده باشد؛ ولى ضعيف شمرده شود و يا از نظر برخى از فقيهان و مفسران، قابل استناد واقع نباشد. زيرا محدثین بزرگى هم چون مجلسى و حر عاملى كه اقدام به تدوين مجموعه‏هاى حديثى ارزشمند نموده‏اند، هدفى جز ضبط و جمع‏آورى احاديث و جلوگيرى از محو آنها نداشته‏اند. (36)

11-متأخرین رجالی :

    متأخرين رجالي: از قرن هشتم تا چهارصد سال اخير تمامي علماي رجالي كه در دو كتاب رجال ابن داود(37)و علامه حلي(38) ياد شده­اند، متأخرين رجالي را شامل مي­شوند.

    ابن داود حلي از بزرگان اماميه در قرن هشتم هجري مي­باشد(39) كتاب او از يك مقدمه و دو بخش تشكيل شده است كه در بخش اول به ذكر ممدوحين و موثقين(40) و در جزء دوم به ذكر مجروحين و مجهولين(41) پرداخته است و همچنين در ذكر اسامي مؤلفين از رموز بهره برده است كه پس از او مورد استفاده علماي ديگر قرار گرفته است(42)

    كتاب رجال علامه حلي نيز از يك مقدمه و دو بخش تشكيل يافته است. اسم كتاب اين شخصيت برجسته خلاصة الاقوال مي­باشد كه در بخش اول به ذكر(43) معتمدين رجالي و در بخش دوم به بيان ضعف پرداخته است. (44)

    بنابراين علامه حلّي نيز چنين اعتقاد دارد(45) و روش او در فقه اين است كه به روايت مؤلفه عمل نمي­كند. (46)

    و ذكر اين همه عدم اعتماد به روايات موثقه از طرف علامه حلي به اين معني نيست كه ديگر، وي به هيچ روايتي عمل نكرده است چنانكه در بخش اول خلاصه الرجال ذكر كرده است و همينطور بارها در كتاب مختلف الشيعه ديده شده است كه به روايت ابان و عبدالله بن بكير عمل مي­كند و در مقام دفاع او گفته است و اگر گفته شود كه اين روايت صحيح السند نيست، به دليل اين كه در سلسله سند آن أبان وجود دارد گفته مي­شود كه اين نكته باعث اشكال در سند نمي­شود زيرا اصحاب نسبت به فقه او و تصحيح رواياتش اجماع دارند و اين اجماع منقول از كشّي(47) است و اجماع منقول حجت است(48).

    آقاي سبحاني در خصوص توثيق­هاي متأخرين نظريه­اي را مطرح نموده و آن عبارت است از اينكه حجت عبارت است از خبري كه صدور آن از معصوم (ع) مورد وثوق و اطمينان است، نه خصوص خبر ثقه و بين اين دو تفاوت آشكار وجود دارد، زيرا اگر بگوييم گفتار ثقه حجّت است، در اين صورت مناط و علت حجيّت خبر، وثاقت راوي آن خواهد بود، حتي اگر اطمينان به صدور خود خبر از معصوم (ع) نداشته باشيم و نيز ملازمه­اي بين وثاقت راوي و اطمينان به صدور خبر وجود ندارد، بلكه چه بسا راوي حديث ثقه است، اما امارات و قرائني وجود دارد كه چنين خبري از امام (ع) صادر نشده و امر بر راوي ثقه مشتبه شده است؛ اين در حالي است كه اگر بگوييم مناط و معيار عبارت است از خبري كه به صدور آن اطمينان داريم، در اين صورت وثاقت راوي يكي از اماراتي است كه دلالت بر صدور خبر به نحو اطمينان از معصوم (ع) دارد. در اين صورت حجيت منحصر به خبر ثقه نمي­شود، بلكه حتي اگر وثاقت راوي را احراز نكرديم ولي قرائن بر صدق خبر دلالت داشتند، آن خبر حجّت و عمل به آن جايز است. اين قول با توجه به سيره عقلاء دور از ذهن نيست. زيرا سيره­ي عقلاء بر عمل به خبري است كه صدور آن مورد وثوق است، اگرچه وثاقت راوي آن را احراز نكرده باشند، چرا كه وثاقت راوي طريق و كاشف از احراز راست بودن خبر نظريه است، بنابراين، عمل به هر خبري كه صدور آن براساس قرائن موجود مورد وثوق و اطمينان باشد، جايز است.

    ابن داود در كتاب خويش مواردي كه نجاشي درباره يك راوي دوباره گفته «ثقة ثقة» آورده است. تعداد افرادي كه بدين گونه به وثاقت تأكيد شده­اند به 34 نفر مي­رسد. (49) كه اين اسامي را محقق بحرالعلوم در حاشيه رجال خاقاني نام برده است. (50) به نظر آقاي جعفر سبحاني اگر علامه حلي درباره يك راوي مقلبي آورده و از ذكر سند آن غفلت نموده، معلوم است كه در كتاب پنج­گانه رجال ثابت است(51)

 

12-جايگاه توثيق در نزد متأخران

    عده­اي از علما و فقها به روايت موثقه عمل مي­كنند و آن را همرديف با صحيحه و حسنه مي­دانند و در باب ترجيح، آن را هموزن صحيحه و حسنه به حساب آورده­اند. (52)

    اما اين نظر برخلاف نظيره فقهائي همچون محقق حلي(53) و فخرالدين حلي(54)و شهيد اول(55) و صاحب معالم الاصول(56) و تمامي متأخران(57) مي­باشد. آنان به روايت موثقه عمل نمي­كنند. لذا اگر در سند احاديث راوياني غير دوازده امامي باشند به روايات آنها اصلاً عمل نمي­نمايند..

7-سير عمل نكردن به روايت موثقه در بين متأخرين:

    در بين متأخرين رجالي، علامه حلّي تنها كسي است كه به روايات موثقه عمل كرده است لذا سير عمل نكردن به روايات موثقه در بين متأخرين عبارتند از:

1- محمدبن ادريس حلي (598 هـ.ق): (58)

2- جعفربن الحسن الحلي معروف به محقق حلي (675 هـ.ق): ا(59)

3- حسن بن علي، معروف به فاضل آبي: (60)

4- فخرالدين حلي (776 هـ.ق): (61)

5- احمدبن فهد حلي (847 هـ.ق): (62)

6- محمد مكي عاملي معروف به شهيد اول (734-786 هـ.ق): (63)

7- علي بن الحسين الكركي معروف به محقق ثاني (940 هـ.ق): (64)

8- زين­الدين جبعي عاملي (911-965 هـ.ق): (65)

9- محقق اردبيلي (993 هـ.ق) همان سبك علامه حلي را پذيرفت و به روايات ابان بن عثمان و عبدالله بن بكير براساس همان قاعدة اجماع عمل كرد. (66)

10- شيخ حسن عاملي (1011 هـ.ق): (67)

11- سيد محمد موسوي عاملي (1009 هـ.ق): (68)

    پايان محدوده اينكه شخصيت­هايي كه قول رجالي را از باب شهادت حجت مي­دانند(69) به توثيقات متأخرين اعتنايي ندارند زيرا توثيقات آنها براساس امور حدسيه مي­باشد به اين صورت كه پاره­اي از قراين را جمع­آوري مي­كنند و بوسيله آنها به وثاقت راوي پي مي­برند در اين صورت سخن آنها اعتبار نخواهد داشت زيرا روايات باب شهادت دلالت دارند كه شهادت بايد از روي حسن باشد(70)

آیت الله خویی درمقدمه معجم رجال الحدیث فرموده: تصریح متأخرین نسبت به راویان عصر امامان علیهم السّلام موجب توثیق آنان نمی‌شود. (71)


دکتر رضا دهقانی محقق، نویسنده و پژوهشگر



+ نوشته شده در  شنبه 1392/05/26ساعت 1:19  توسط دکتر رضا دهقانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مختصر سوابق و فعالیتها
دکتر رضا دهقانی ازشهرخوی؛شهرشمس تبریزی که مولانابعد ازدیدار او قبایی ازآتش می پوشد وخورشیدی میشود که جهانی را آذین می بندد،واینچنین است که شمس او را می آراید و او جهانی را،انوارعرفانی آذرینش در قونیه تلالو می کند .
دكتراي(phd)علوم قرآن و تفسيربامعدل الف و با درجه عالي،دانشجوي دكتري(phd)حقوق اسلامي دانشگاه اروميه؛رتبه اول دانشگاهی ورتبه سوم کشوری کنکورفوق لیسانس درسال81؛مدرس دانشگاه؛دبیر فلسفه وکلام ومنطق،الهیات ومعارف اسلامی وعربی در مقطع پیش دانشگاهی ودبیرستان؛عضوانجمن نویسندگان؛عضوانجمن اهل قلم وعضو انجمن شعرا و عضوانجمن فرهنگیان میباشد.
درکنفرانسهای بین المللی ودهها کنفرانس کشوری ومنطقه ای و استانی با عنوان مقاله برتر با سخنرانی و ارائه شرکت داشته است ، حدود 50 مقاله علمی،پژوهشی،دینی ،اجتماعی،تاریخی،انتقادی وسیاسی به صورت چاپ شده در نشریات ومطبوعات دارد. 13 مقاله ایشان در 13کتاب مجموعه مقالات از سوی دانشگاههای معتبرو کنفرانسهای بین المللی و ملی به چاپ رسیده است . آدرس ایمیل: reza.dtb@gmail.com آدرس وبلاگ:r-dehghani.blogfa.com
1) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ در کتاب، کنفرانس بین المللی گردشگری دینی،مشهد مقدس 14و15مهر.90
2) مقالۀ برتر وچاپ درکتاب دومین فراخوان ملی اقتصاد سالم 2 ، تیر90 .
3) پژوهشگر منتخب کشور در جشنوارۀ فرهنگیان ، تهران، 14اردیبهشت 91.
4) مقام اول جهت ارائه و چاپ درکتاب سمینارملی تعامل اقوام ومذاهب ایران ونقش مطبوعات محلی،ارومیه آبان85.
5) رتبۀ سوم جهت ارائه و چاپ کتاب الکترونیک در کنفرانس ملی آموزش امور تربیتی تهران ، 6تا8 اسفند 86.
6) مقاله برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب همایش ملی ادبیات دینی کودکان و نوجوانان،دانشگاه زنجان ،اسفند 86.
7) مقالۀ برتر درهمایش ملی نظارت وبرنامه ریزی مبتنی بر سیره نبوی ، تهران دیماه85.
8) رتبۀ اول درهمایش ملی مربیان عقیدتی و سیاسی ،مشهد مقدس دی ماه 89.
9) مقالۀ برتر درجشنوارۀ ملی همایش بزرگ پناه آهوان ، سنندج اسفند 87.
10) مقالۀ برتر و چاپ درسطح ملی تجربه راهنمایی ومشاوره ،تهران شهریور 85.
11) مقالۀبرگزیده جهت ارائه وچاپ درکتاب همایش ملی پیامبراعظم اسوۀحسنه،دانشگاه علامه مجلسی اصفهان اسفند 85.
12) مقالۀ برترجهت پوستر،همایش ملی طب النبی،مرکزهمایشهای بین المللی رازی،دانشگاه علوم پزشکی تهران،دهم اسفند85.
13) مقالۀبرترجهت ارائه درسمینارنقش فن آوری اطلاعات درتوسعۀ روستایی وکشاورزی دانشگاه گرمسار8اسفند86.
14) مقالۀ برتر و چاپ درفراخوان ملی مقالات دفتر تحقیقات کاربردی فرماندهی انتظامی ،اسفند88.
15) مقالۀ برتر و ارائه مقاله درهمایش ملی مدیریت در مراکز آموزش از راه دور،تهران شهریور86.
16) مقالۀ برتر درهمایش ملی فعالیتهای مکمل و فوق برنامه ، تهران بهمن 86.
17) چاپ کتاب وانتخاب به عنوان معلم پژوهندۀ برگزیدۀ استانی ،آذر 87.
18) مقالۀ برگزیده درهمایش ملی سلام برنصرا... ، تهران آبان85.
19) مربی نمونۀ کشوری درسال 89.
20) مقام دوم جهت ارائه درسمیناراستانی نماز و مراکز فرهنگی ،قره ضیاالدین ، مرداد85.
21) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب سمینار منطقه ای ، زن دانشگاه وتوسعه ، مهاباد آذر 85.
22) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب همایش استانی هفته پژوهش ، اشنویه آذر85.
23) مقالۀ برتر درهمایش استانی ادبیات داستانی ، ارومیه مرداد 85.
24) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب همایش منطقه ای سیره پیامبر اعظم ، خوی اسفند 85.
25) مقالۀ برتر درسمینار استانی انجمن تربیتی،ارومیه اسفند 85.
26) مقالۀ برتر درهمایش استانی هفته شوراهای آموزش وپرورش،ارومیه فروردین 86.
27) مقالۀ برتر درچهارمین جشنواره علمی تحقیقاتی بسیج آ.غ اسفند86.
28) مقالۀ برتردر همایش استانی قرآنی،شاهین دژ،تابستان 86.
29) مقالۀ برتر جهت ارائه درهمایش منطقه ای اتحاد ملی و انسجام اسلامی ،دانشگاه سلماس،19آذر86.
30) مقام اول دراولین جشنوارۀ استانی فرهنگی ، هنری ، علمی وحدت و ولایت ، ارومیه ، 17بهمن 86.
31) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب همایش استانی علمی نیایش و سلامت،دانشکدۀ پرستاری خوی،13اسفند 86 .
32) مقالۀ برتراستانی درپنجمین جشنواره علمی فرهنگی ،ارومیه اردیبهشت.87
33) مقالۀ برتر استانی هفته شوراهای آموزش و پرورش ،اردیبهشت 87.
34) مقالۀ برتر و چاپ در کتاب مقاله پژوهی پرسش مهر،مرداد 87.
35) مقالۀ برترجهت ارائه درهمایش منطقه ای اقدام پژوهی درتعلیم وتربیت، دانشگاه آزادمهاباد ،30مهر87.
36) رتبۀ دوم استان درششمین جشنواره علمی پژوهشی فرهنگیان سال 87،ارومیه،21بهمن87.
37) مقالۀ برتر درهمایش منطقه ای قرآن منشا نوآوری و شکوفایی ،دانشگاه آزاد خوی اسفند 87.
38) مقالۀ برترجهت ارائه درهمایش مربیان عقیدتی و سیاسی استان،27و28آبان88.
39) رتبۀ اول جهت ارائه درهمایش کمیسیونهای گروههای آموزشی وپرورشی،سازمان آموزش و پرورشاستان آ.غ 1آذر88.
40) مقام سوم استان در همایش آسیبها و راهکارهای تعمیق و تربیت اسلامی،سلماس 26تیر89.
41) مقالۀ برتر جهت ارائه و چاپ درکتاب الکترونیکی همایش منطقه ای شمس ومولانا ، خوی 28و 29مهر 89.
42) رتبۀ دوم سمینار جهت ارائه مقاله در سمینار استانی آسیب شناسی اجتماعی ، ارومیه سالن نیلوفر 15 بهمن 89 .
43) رتبۀ اول استان آذربایجان.غ فراخوان مقالات هفتۀ شوراهای آموزش و پرورش، اردیبهشت 90.
44) مقام اول مسابقات استانی قرآن و عترت فرهنگیان ، خرداد 90 .
45) مقام اول استان در فراخوان مقالات پرسش مهرو راه یافتۀ کشوری،اردیبهشت 90.
46) مقام اول استان در فراخوان مقالات پرسش مهرو راه یافته کشوری،اردیبهشت 91.
47)

نوشته های پیشین
92/05/01 - 92/05/31
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM